حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
397
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
و مردم دو گونهاند ، يا بخشندهاند يا گيرنده به قلبت گوش بسپار ، چون به تو راست مىگويد به عقلت بنگر چون به تو قدرت « تشخيص » مىدهد بىپا به فراز كوهى بلند رفتم درحالىكه اين كار براى غير چو منى سخت دشوار است به دريا شدم ، بىآنكه پايم در آن شود و روح و قلبم با ميل و رغبت از آن گذشت سنگهايش گوهرى است كه به جز دستان اهل فهم ، دستى بدان نرسد بىدهان از آبش نوشيدم و حال آنكه آب با دهان نوشيده مىشود روحم در قديم تشنهء آن بود قبل از آنكه جسمم قوام يابد من يتيمم و مرا اصلى است كه به دو پناه مىبرم و قلبم از غيبت وى تا زندهام غمگين است كورى بينا هستم و ابلهى زيرك سخنى دارم ، هرگاه بخواهم ديگرگون مىشود آنچه من « فهم » كردم صاحبدلان نيز دريافتند ايشان ياران من هستند و هركه نيكوصفت باشد با ماست همديگر را از عالم « ذر » مىشناسند و درحالىكه همهجا تاريكى حاكم بود ، خورشيدشان طلوع كرد ( 12 ) [ خورشيد دوست ( يار ) شبانه طلوع كرد ] خورشيد دوست ( يار ) شبانه طلوع كرد آنگاه فروزان شد و ديگر غروب نخواهد كرد